« بازی» به هر گونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدف دار که به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب بروز نیازهای کودک شود، گفته می شود.

 

منتشرشده در روانشناسی و تربیت
سه شنبه, 20 فروردين 1398 22:37

سوالی که مادران باید از کودک بپرسند

در این مطلب با 26 سوالی که هر مادری باید از کودکش بپرسد آشنا می شوید, شما هم این سوالات را از کودکتان بپرسید پاسخ های جالبی می شنوید.

 

منتشرشده در مشاوره و آموزش

 

 

در انسان که موضوع تربیت است زمینه هایی وجود دارد که بهره برداری از آنها رسیدن به هدف پرورش مذهبی را ممکن و آسان می سازد. این زمینه ها در کودک فطری و غریزی است، پس نیازی به فراگیری و آموختن و حتی تهیه مقدمات جهت فراهم آوردن آن زمینه ها نیست و این خود از امکانات ارزنده ای است که کار مربی را در امر تربیت آسان می سازد. آن زمینه ها عبارت اند از:



1- فطرت:


که بر اساس پذیرش وجود آفریدگاری برای آفریده ها قرار دارد و ضوابط مذهبی آن سنگین و غیرقابل تحمل نیست. فطرت می پذیرد که در زندگی نظم و اصولی حاکم باشد، و کارها درهم و برنامه ها مبتنی بر هرج و مرج نباشد. فطرت زمینه استدلالی و روابط علت و معلولی را می پذیرد و در برابر آنچه که برای آن واقعیت دارد تسلیم می شود. هر انسانی بر اساس چنین فطرتی زاده می شود و این اجتماع و یا محیط است که او را از این مسیر مستقیم منحرف می سازد.



2- کنجکاوی:


طفل از محیطی تنگ و محدود وارد محیطی بس گسترده و وسیع می گردد. با پدیده های گوناگون و متعددی مواجه می شود. می خواهد آنها را بشناسد و به کـنه آنها پی ببرد، از اسرار آنها سر در آورد. بدین سان عجیب نیست که از منشاء پدیده ها بپرسد. از روابط علت و معلولی امور جویا گردد و از چرایی و چگونگی مسائل پرسش کند. اینها زمینه های مناسبی برای پرورش مذهبی کودک هستند. باید از این امکانات سود جست و واقعیت ها را برای او معرفی کرد، توضیح داد و توجیه نمود.



3- رغبت ها:


کودک موجودی اجتماعی است می خواهد در میان جمع باشد، با آنها بجوشد، در بین آنها عرض وجود کند و رفتار آنها را تقلید نماید. این خود زمینه ای است که با استفاده از آن می توان بخشی از جنبه های مذهبی را به او آموخت و وادار به عملش کرد. مثلا طفل مایل است در مجامع شرکت کند، پس او را همراه خود به مجامع مذهبی ببرید. کودک می خواهد رفتار افراد بزرگتر را تقلید کند پس در حضور او نمازتان را بخوانید و یا او را همراه خود به مسجد ببرید. کودک رغبت دارد که خود را در جای بزرگترها قالب بزند. پس او را با بزرگترها تماس دهید، آداب زندگی، معاشرت، اخلاق و جمعا مذهب را از این راه به او بیاموزید و سعی کنید آنها که در برابر او نقش الگو را ایفا می کنند از نظر عمل افرادی نمونه باشند.



4- حس غرور و خودپسندی:


امری است که در انسان ها وجود دارد ولی می بایست جهت داده شود. از حس غرور کودک در جهت مثبت و مذهبی می توان استفاده کرد. مثلا باید گفت من مطمئنم که تو می توانی نماز بخوانی؛ می توانی مثل مادر در فلان اجتماع شرکت کنی؛ می توانی صبح تا ظهر روزه بگیری؛ تو می توانی راست بگویی؛ می توانی خوش اخلاق باشی؛ می توانی کودک منظم و عاقلی باشی، می توانی حرف بد نزنی؛ می توانی دیگران را آزار ندهی و... در طریق وصول به هدف پذیرش و عمل به مسائل مذهب، باید هدف قابل وصول و نزدیک در برابر کودک قرار داد و آن گاه تشویقش کرد که خود را برای رسیدن به آن اهداف آماده کند. شک نیست به هر میزان که سال و ماه بیشتری بر کودک می گذرد می توان هدف های بلندتر و دورتری را در برابرش قرارداد و او را تشویق به دستیابی به آن نمود.

 


مسائلی که در مذهبی بارآوردن کودک باید مد نظر داشت

اصول و نکاتی که رعایت آن از طرف والدین و مربی جهت پرورش صحیح مذهبی کودک ضرورت دارد عبارتند از:



1- اصل حب:


اساس تربیت در سال های اولیه تولد بر روی محبت است. کودک باید چنان خو گیرد که از آنچه مورد نظرش نیست چشم بپوشد. به عبارت دیگر مربی بدون سختگیری بسیار در برابر عمل نادرست کودک باید بگوید «آن را دوست ندارم» و در برابر عمل نیکویش باید بگوید «آن را دوست دارم» و طفل باید رفتار و کردارش را بر روی این دو جنبه (دوست دارم و دوست ندارم) والدین قرار دهد. این امر از راه نگاه محبت آمیز و یا نفرت آمیز والدین، سخن رضایت آمیز، سکوت، بی اعتنایی یا اعتنا، ابراز مهر و یا خشم والدین امکان پذیر است و در طی آن کودک باید مزایای دوست داشتن و زیان های دوست نداشتن والدین را دریابد.



2- اصل تشویق:


کودک هر عمل نیکی که انجام داد انتظار پاداشی دارد و والدین باید این انتظار را برآورده کنند. اما باید توجه داشت که تشویق نباید به صورت رشوه درآید. کودک باید عمل خوب را به عنوان وظیفه شخصی و اجتماعی انجام دهد بدون این که توقعی برای ستایش آن داشته باشد؛ ولی والدین به این عنوان که او فردی وظیفه شناس است باید تشویقش کنند. تشویق بهتر است صورت مالی پیدا نکند؛ مثلا هرگز نباید گفت اگر نماز خواندی به تو هزار ریال می دهم، بلکه اولا او باید خواندن نماز را مانند دیگر اعضای خانواده وظیفه خود بداند؛ ثانیا تشویق ما از او به عنوان ابراز رضایت از انجام وظیفه اش باشد یعنی نشان دهیم که از عملش خشنودیم و بعد در سنین بالاتر به او بفهمانیم که خدا هم از این عمل خشنود است.
بهتر است تشویقات مکرر نباشد زیرا در آن صورت ارزش واقعی تشویق از میان می رود. تشویق، بی اندازه زیاد نباشد بدان گونه که اگر کودک، عملی مهم تر و ارزنده تر انجام داد دیگر لغتی برای وصف رضایت بسیار خود از آن عمل نداشته باشیم. همیشه تشویق در حدی باشد که در آن آدمی برای وصول به مدارج عالی تر و جلب رضایت بیشتر والدین و آفریدگار مجال بیشتری داشته باشد.



3- اصل سندیت و اعمال قدرت والدین:


در آن هنگام که کودک به عللی بخواهد اصول مورد نظر را رعایت نکند و تنها مجری نظرات خود باشد والدین باید اعمال قدرت کنند، امر و نهی کنند و در اجرای آن کمال مراقبت را نمایند. والدین در تمام مراحل تربیتی مادام که مسئولیت سرپرستی کودک را بر عهده دارند به صورت مستقیم و پس از آن به صورت غیرمستقیم نقش پندگویی و تذکر و تسلط و اقتدار خود را حفظ کنند؛ حتی در روایات اسلامی، برای کودکان متمرد از دستور والدین سخن از تنبیه به میان آمده است منتهی اغلب به معنای لغوی آن یعنی آگاه کردن است و یا تنبیهی که موجب دیه شود.


4- اصل اعتدال:


در پرورش مذهبی رعایت اعتدال نیز یک اصل است، هرگز نباید تکلیف برای کودک شاق باشد فی المثل به فرموده امام صادق (علیه السلام) کودک را با خود به مسجد ببرید ولی هرگز طول ندهید. او را به نماز تشویق کنید ولی به نماز شب و انجام نوافل وادارش نکنید. به روزه تشویقش کنید ولی هر وقت که خسته و گرسنه شد او را وادار به افطار نمایید. کودک را به مجالسی که برای احیاء تشکیل می شود در صورت عدم تمایل نبرید؛ اجبارش نکنید که حتما بیدار بماند. حتی در سخنی از معصوم آمده است که ما کودکان را وا می داریم که نماز ظهر و عصر را با هم بخوانند و نیز مغرب و عشاء را در یک موقع و به دنبال هم بخوانند. انجام تکالیف مذهبی به صورتی نباشد که کودک یک بار در ظهر و یک بار دیگر در عصر خود را آماده نماز کند و از این باب احساس رنج نماید.


5- اصل پیرایش محیط:


در تربیت اسلامی کوشش می شود که محیط از هرگونه بدآموزی و عامل انحرافی دور باشد. بدین سان در محیط خانه، مدرسه و اجتماع بدآموزی و انحراف نیست و به عبارت دیگر عامل تربیتی و اجتماعی یکدیگر را خنثی نمی کنند. وسائل سمعی و بصری و ارتباط جمعی در جهت خلاف پرورش مذهبی نباید باشد. مربی باید خود را موظف به رعایت این جوانب بداند.

 

 

 

 

منبع: سایت طهور

 

همه ما آدم‌ها با ورودمان به این دنیا، خواسته یا ناخواسته در خانواده‌ای قرار می‌گیریم که نوع رفتارهای ما را در برخورد با موضوعات مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از ما خاطره‌هایی در ذهن داریم که تصور می‌کنیم درگذشته عدالت در مورد ما رعایت نشده و کم یا زیاد به ما ظلم شده است. مریم به‌عنوان عضوی از یک خانواده 4 نفره که یک خواهر کوچک‌تر از خود دارد می‌گوید: «همیشه وقتی با خواهرم در دوران کودکی دعوا می‌کردیم و کار به شکایت پیش پدر مادرمان می‌رسید، آن‌ها بدون اینکه حرف من را گوش کنند و متوجه شوند که داستان از چه قرار بوده، حق را به خواهرم می‌دادند و با یک لحن شکایت‌آمیزی رو به من می‌گفتند: «خجالت بکش! مثلاً تو بزرگ‌تری!» و بعد خواهرم با یک نیشخند تمسخرآمیزی که حکایت از پیروزی او بود، صحنه را ترک می‌کرد.»

حتماً این داستان معروف را شنیده‌اید که مردی یک ساندویچ برای دو پسر خود گرفت. به اولی گفت: تو نصف كن! و به دومی گفت: تو انتخاب كن! این پدر در حقیقت به فرزندانش عدالت را به شکل ملموس آموزش داد که اگر اولى ساندویچ را به شکل نامساوى نصف كند، عدالت را برای خود سلب کرده چراکه دومی سهم بیشتر را برای خود برمی‌دارد. پس پسر اول مجبور است از همان ابتدا ساندویچ را به شکل مساوی تقسیم کند؛ اما می‌توان به موضوع عدالت در خانه علمی‌تر نگاه کنیم.

عدالت به معنی برابری دختر و پسر نیست!

عدالت به معنای رساندن حق هر حق‌دار به آن است. با این توصیف برقراری عدالت بین فرزندان در محیط خانواده نیازمند توجه به سه اصل مهم است؛ «سن»، «جنسیت» و «سطح توانمندی‌های فرزندان». دکتر فروغ نیلچی زاده، استاد حوزه و دانشگاه دراین‌باره به تبیان می‌گوید: «عدالت جنسیتی در خانواده بین دختران و پسران به این معنا نیست که هر آنچه برای دختران مهیا می‌شود، همان را عیناً برای پسران هم مهیا و اجرا کنیم. متأسفانه امروزه این روش غلط به شکل کاریکاتوری و خنده‌دار وجود دارد. مثلاً اگر قرار است یک دختربچه سه‌چهارساله عشق این را داشته که لاک بزند و پسربچه‌ای هم که این را می‌بیند، می‌گوییم گناه دارد، دلش می‌خواهد. نتیجه آن می‌شود که شاهد هستیم برای پسربچه هم لاک می‌زنند. این نوع عملکرد که ناشی از عدم فهم درست از مفهوم عدالت است، منجر به این خواهد شد که در مسیر تربیت فرزندان خلأ ایجاد شود؛ بنابراین اگرچه وظیفه والدین، برطرف کردن نیازهای فرزندان است اما در این مسیر باید توجه داشته باشند که در رفع نیازها، تفاوت‌های بچه‌ها را به جهت سن، جنسیت و توانایی آن‌ها لحاظ شود

استعداد فرزندانتان را کشف کنید

شناخت فرزندان از جایگاه، موقعیت و همچنین تفاوت‌های جنسیتی خود، یکی دیگر از مؤلفه‌های مهمی است که می‌تواند در برقراری عدالت در خانواده مهم و کارساز باشد. مریم صابری پور، مشاور کودک و بازی درمانگر در گفتگوی با تبیان این واقعیت را این‌گونه بیان می‌کند: «اگر کودکی با رسیدن به سن شناخت صحیح از واقعیت تفاوت جنسیتی، تحت تربیت و اصول درستی از جانب والدین خود قرار بگیرد، خواهیم دید که رفتارهای صحیح و عدالت گونه والدین خود را حمل بر تبعیض جنسیتی و فرق گذاشتن بین او و خواهر یا برادرش که پیامدهای بسیاری را به همراه دارد، نخواهد گذاشت.» پدر و مادر باید توانایی کشف استعدادهای فرزندانشان را داشته باشند. گاهی ممکن است در یک خانواده چند فرزندی، یکی از فرزندان ذوق و استعداد جدی در زمینه موضوعات هنری و بچه‌ای دیگر ذوق و استعداد علمی مثل علوم ریاضی داشته باشد. اگر ما فکر کنیم بچه‌های ما همگی باید به یک‌شکل باشند و مثلاً چون فرزند ارشد خانواده که عشق ریاضی است، پس ما برای این‌که والدین عادلی باشیم باید برای همه بچه‌هایمان معلم خصوصی ریاضی بگیریم و بچه‌ها را در این زمینه رشد دهیم، راه را اشتباه رفته‌ایم. برقراری عدالت بین فرزندان زمانی محقق می‌شود که ما به آن‌ها کمک کنیم استعدادهایشان شکوفا شده و در مسیر صحیح رشد و کمال مورداستفاده قرار بگیرد.

حواسشان را پرت کنید!

در بسیاری از خانواده‌ها،زمانی که میان فرزندان دعوایی پیش می‌آید، والدین فرزند ارشد را مقصر دانسته و او را تنبیه می‌کنند. دکتر صابری پور با رد این رفتار ادامه می‌گوید: «این نوع رفتار و واکنش نسبت به فرزندان درست نیست و کم‌کم آتش حسادت و کینه را در آن‌ها به وجود می‌آورد. راه‌حلی که می‌توان در چنین مواقعی بکار برد این است که والدین از قاعده «حواس‌پرتی» استفاده کنند و حواس بچه‌ها را با موضوع یا وسیله دیگری پرت کنند. این قاعده در مورد فرزندانی که سن کمتری دارند بسیار راه گشا باشد.»

منصفانه داوری کنید

گاهی ممکن است نوع مواجهه شما نسبت به دعوای فرزندان بین آن‌ها احساس تبعیض ایجاد کند. دکتر معصومه خسروی، روانشناس تربیتی راهکاری را به رسانه‌ها گفته است: «در ابتدا به بچه‌ها اجازه صحبت درباره احساساتشان را داده و به حرف‌هایشان گوش دهید. در مواجهه با دعوای فرزندان، به هر دو طرف دعوا توجه داشته و از حمایت و رسیدگی به یکی از طرفین خودداری کنید. با این نوع رفتار، بچه‌ها دیگر احساس تبعیض و غیرمنصفانه بودن نمی‌کنند و شما هم می‌توانید دلیل کارتان را توضیح دهید. در این رابطه می‌توانید به تفاوت نیازهای بچه‌ها در سنین مختلف اشاره‌کرده و به آنان یادآوری کنید.»

با فرزندانتان صحبت کنید

یکی از شکایات فرزندان از والدین خود، تقسیم ناعادلانه و تبعیض‌آمیز وظایف میان آن‌ها است.صابری‌پور در رابطه با حل این معضل با بیان توصیه‌ای به والدین می‌گوید: «زمانی را که همه اعضای خانواده در خانه حضور دارند، مشخص کنید. آن موقع انتظارات و قوانین خانه را با فرزندان خود در میان بگذارید. به‌طور واضح بیان کنید که هرکدام از فرزندانتان چه وظایفی را در خانه دارند و شما از آن‌ها چه انتظاراتی دارید چه انتظاراتی دارند. فقط مراقب باشید این انتظارات بیش از دو سه مورد نبوده و با سن و توانایی فرزندتان مطابقت داشته باشد. بعد از خود بچه‌ها بخواهید تعیین کنند که در قبال انجام ندادن وظایف خود و انتظارات شما منتظر چه پیامد و نتیجه‌ای هستند. مثلاً در مورد مرتب کردن اتاق، اگر این وظیفه‌اش را انجام نداد، پیامدش چه چیزی می‌تواند باشد. در مرحله بعد، والدین از بچه‌ها بپرسند که از پدر و مادر خودشان چه انتظاراتی دارند. در طی این گفتگو بچه‌ها متوجه انتظارات والدین از آن‌ها شده و مسئولیت اتفاق‌ها را بر عهده می‌گیرند. والدین برای اینکه از این راهکار نتیجه بهتری دریافت کنند، با گفتگو و ارتباط‌گیری با یک مشاور مسئولیت‌هایی که به فرزندان می‌دهند را چک کنند تا متناسب با سن و شرایط آن‌ها باشد

منبع: تبیان

منتشرشده در روانشناسی و تربیت
چهارشنبه, 15 اسفند 1397 15:31

چرا فرزندان بددهنی می کنند؟

فرزند شما به تازگی از الفاظی استفاده می کند که چندان مناسب نیست. برای اولین بار که حرف زشتی از دهانش درآمد چه رفتاری با او داشتید؟ در عین متعجب بودن از لحن کودکانه او خنده تان گرفت یا تنبیهش کردید؟

بهترین واکنش دربرابر بد دهنی بچه ها چیست؟

بد دهنی نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد جنبه یادگیری دارد.بچه ها حرف بد را ممکن است در مهد کودک و مدرسه یاد بگیرند، از زبان آشنا و فامیل بشنوند یا در فیلم و کارتون به گوششان بخورد؛ اما از همه این ها بدتر وقتی است که فرزندتان حرف بد را در خانه و از شما یاد می گیرد. چراکه رفتار شما حرف بد زدن را تأیید می کند؛ بنابراین حتی ممکن است فرزندتان به علت عصبانی نکردن شما و تنبیه نشدنش، در خانه رفتار مودبانه ای داشته باشد؛ ولی در غیاب شما به بدزبانی اش ادامه بدهد.بچه ها کی، چطور و کجا حرف بد زدن را یاد می گیرند؟ چطور می شود از این اتفاق جلوگیری کرد؟ بهترین واکنش دربرابر بدزبانی بچه ها چیست؟بد دهنی

با بد دهنی فرزندمان چگونه برخورد کنیم؟

1-بچه ها همان طور که هر چیز دیگری را می آموزند، یاد خواهندگرفت که کلمات قدرتمند هستند و بعضی کلمه ها از بقیه قوی ترند و باز همان طور که بچه ها همه دانسته ها و کشفیاتشان را بررسی و ارزیابی می کنند، کلمات را هم آزمایش می کنند. از طرف دیگر بچه های کم سن وسال، هرچیزی را که می شنوند، حتی وقتی معنی اش را نمی دانند، تکرار می کنند. بنابراین اگر فرزندتان کوچک است و بدون دانستن معنای کلمه ای زشت، آن را به تقلید از دیگری گفته است، فقط بگویید:«آدم ها نباید چنین کلماتی را به کار ببرند. در عوض می توانی بگویی ...» و کلمه قابل قبول را جایگزین کنید.

2- واکنش شما موقع شنیدن حرف بد از زبان فرزندتان خیلی مهم است. بعضی از والدین وقتی فرزندشان حرف بدی می زند، نمی توانند در برابر لحن کودکانه و بامزه اش خودشان را کنترل کنند و نتیجه اش می شود تذکری مخلوط با خنده و عصبانیت! همان یک لبخند کافی است تا فرزندتان فکر کند کار بامزه ای انجام داده است و بعدا باز هم تکرارش کند. ضمن این که اگر فرزندتان آن قدر کم سن است که معنی حرفش را نمی داند، عصبانیت شدید شما هم فایده ای نخواهد داشت.

3-اگر کودکِ بزرگ تری حرف زشت می زند و معنی اش را هم می داند، می توانید با آرامش بگویید:«این نوع حرف زدن قابل قبول نیست. می دانم آن قدر باهوش هستی که عبارت قابل قبولی به جای آن پیدا کنی».

4-بچه ها همچنین ممکن است برای تحت تأثیر قرار دادن والدین از حرف های نامناسب استفاده کنند؛ یعنی گاهی بچه ها ترجیح می دهند حرف زشت بزنند و تنبیه بشوند تا این که مورد بی توجهی قرار بگیرند. فرزندتان توجه و محبت کافی در خانه دریافت می کند؟

5-دقت کنید که فرزندتان این کلمات زشت را از کجا می شنود. یک دوست؟ یکی از اعضای خانواده؟ فیلم و سریال؟ پیدا کردن منشاء این رفتار به اصلاح آن کمک می کند. در یک زمان مناسب با فرزندتان درباره قدرت و معنای کلمات و این که چرا مردم به هم ناسزا می گویند، صحبت کنید. جایگزین های مناسبی به فرزندتان بدهید تا هنگام عصبانیت از آن ها استفاده کند.

6-اگر فرزندتان حرف های ناپسند را از شخصیت های کارتونی و سینمایی یاد گرفته است، با جمله ای کوتاه و باآرامش به او کمک کنید:«من هم این فیلم رو دوست داشتم. هنرپیشه اش هم خیلی خوب بازی می کرد، اما گفتن اون کلمه زشت، ضروری نبود و باعث شد حس بدی نسبت بهش داشته باشم».

7- اگر بدزبانی نسبت به شخصی بیرون از خانه اتفاق افتاده، از او عذرخواهی کنید. فرزندتان را به جای خلوتی ببرید و خصوصی و سریع احساستان را درباره حرفش بیان کنید. از او بپرسید چطور می تواند شرایط را اصلاح کند. اگر نمی داند، دقیقا به او بگویید جمله مناسب چیست. مهم است که فرزندتان متوجه رفتار بدش و احساس شما بشود، اما واضح است که این اصلاح نباید با رفتاری بدتر از جانب شما انجام بشود؛ بنابراین اجازه ندهید عصبانیتتان باعث بی احترامی و تحقیر فرزندتان شود.

منبع: خراسان

منتشرشده در روانشناسی و تربیت

همه ی والدین در مورد سلامت فرزندانشان در هر سنی نگرانی هایی دارند اما نگرانی والدین در مورد نوجوانان اهمیت بیشتری پیدا می کند. خیلی از والدین سؤال می کنند که با این اضطراب و نگرانی چگونه رفتار کنیم. این موضوع وقتی فقط یک فرزند داشته باشید بیشتر به چشم می آید. البته فرقی نمی کند چند فرزند در خانواده وجود دارد، به هرحال هرگاه اتفاق اشتباهی می افتد، نگرانی، ناامیدی و یأس در والدین به وجود می آید.

 

منتشرشده در روانشناسی و تربیت
صفحه1 از21

 

پرتال جامع فرهنگی کوثرنامه،درحوزه فرهنگ عمومی فعالیت میکند .هدف این پایگاه، تأمین نیازمندیهای فرهنگ عمومی خانواده ایرانی است.

 کانال کوثرنامه در تلگرام کانال کوثرنامه در سروش کانال کوثرنامه در ایتا

اینستاگرام

آمـاربازدیـد

امروز254
دیروز392
ماه16249
مجموع1839442

افراد آنلاین

آنلاین

مجوزها

logo-samandehi
بالا